نه نمیتونم بدون تو

امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

آسمان برای لحظه ای قرمز شد تا تو توقف کنی
تمام خیابان را بغض بند آورده بود
و دستان منجمدم همچنان تو را فریاد میزدند،
آنرا شال گردنی سفید تو میشنید
حتی کفشهایت برای ماندن زمین را چنگ میزدند،
اما تو بی تفاوت به تمام این حقایق ؛
…رفتی…
.
.
.
تمام شهر پر از فیلتر سیگار است
بی وفا چند نفر را..!؟
.
.
.
به من نگو “گلم”!
من از سرنوشت گلبرگهای لای دفترت میترسم…
.
.
.
فرشته ای که برای نجاتم به زمین آمده بود،
رسالتش را به نگاهی دیگر فروخت!
کسی که میخواست مرا مثل خودش آسمانی کند،
حالا با کسی دیگر در این نزدیکیها زندگی میکند
من از او دلگیر نیستم؛ زمین است و هوسهایش …!
فقط کمی برایش نگرانم؛
او بالهایش را… و آسمان را فراموش کرده

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:28  توسط arsalan shapaloo  |